معرفی
از این که به وب ما اومدید تا اخبار شیطنت های 4
دختر
شیطون"مخرب کلاس"حاضر جواب"دوست همه"با سیاست"درس خون
رو ببینید خوشحالیم
منتظرتون هستیم بازم سر بزنید
راستی اگه انتقادی هست بگید
البته فکر نکنم این وبلاگ دیگه مخاطبی داشته باشه منظورم از بچها گلی و پری و مهشید هستن که یوقت تو تایم بیکاری بیان یه سری بزنن
دیگه بلاخره همه چه باتاخیر چه بی تاخیر دانشجو شدیم، رشته های مختلف توی شهرای مختلف!!
همون سالی که این وبلاگو زدیم مطمئنا هیچکدوم باورمون نمیشد که 5،6 سال بعد از هم دور میشیم و راه هامون جدا میشه.
اما خوشحالم که هنوزم مثل قدیما دلامون پیش همه و فرصتی باشه دور هم جمع میشیم و امیدوارم در آینده هم همینطور باشه.
با تمام سلولای دستگاه لیمبیک مغزم براتون آرزوی خوشبختی و خوشحالی میکنم
امروز امتحان شیمی۲ داشتیم با یه استاد لعنتی و روانی امتحانو گند زدم...
اخه من که ۲ دور جزوه رو خوندم اگه جزوه رو باخودم سرجلسه میبردم و کل مورتیمرم میجویدم با حل نمیشدن بعضی از سوالات نمیدونم فازش چی بوده برا این امتحان...
نمیگن دانشجو روزست سخت نگیریم اخه 😡😡😡😡
تازه ریاضی۲ رو که میافتم بهش اشاره ای نکنم بهتره...😖😖
جدیدا گلناز هر حرفی میزنه یا هر آرزویی میکنه چند روز بعدش اتفاق میوفته فقط نه برای خودش بلکه برای من ... از پشت همین کیبورد اعلام میکنم گلناز جان خواهشا انقدر دردسر درست نکن برای من با آرزوهات!!
چه روزای خوبی داشتیم با هم امیدوارم همینطور که تا الان ادامه داشته در آینده هم ادامه داشته باشه
الان ساعت ۵ صبح است تا ساعت ۳ داشتم ریاضی۱ میخوندم....
منتظرم که اذان صبح بگه و نمازمو بخونم و بخوابم که یه لحظه یاد این وبلاگ قدیمی افتادم و با ناامیدی یه رمز عبور رو امتحان کردم و درست بود..
.خیلی گذشته از اون سال اول پایه گذاری این وبلاگ دوم سوم راهنمایی بودیم که این ...
فکر میکردم یا فیلتره یا جایگزین شده یا حذف
ههههههههههههه یه نگاه نیم ساعته انداختم به نظرا و پست های قبلی ودوستانی که در یه دوره ی زندگیمون چقدر باهم حرف میزدیم بدون اینکه همدیگرو بشناسیم
به این میگفتن محیط قشنگ نه این برنامه های جدیدی که اومده و محیط گرمو سرد کرده
خیلی متحیر شدم وقتی اومدم اینجا شانسی بود تو تاریخچه ی کامپیوترم مونده بود
فقط در یه کلام یادش بخیررررررررررررررررررر
و ما چهارتا همچنان باهم دوستیمممممممممممم و البته شیطونی
فک نمیکنم دیگه اینجا بیایم شایدم اومدیم ولی به هرحال خدانگهدار گرچه دیگه کسی نیست که بیاد این پستها رو بخونه
اول يه عذرخواهي واسه غيبت طولاني
دوم ميخوام بگم دلم براي همتون تنگ شده بود
سوم هم كه از همه مهمتره من يه مرخصي يك سال و چند ماهه ميخوام،
اااا راسي چهارم هم داشت،دوباره جابه جايي!!! خسته شدم خداوكيلي همش از اينور به اونور تو كشور غريب!!!
ولي مزيتش اينه كه الان چنتا زبان روز دنيا رو با لهجه هاي مختلف بلدم😜😜
شيطوني هم كه تا دلت بخواد داشتيم تازه يه استااااااد باحاليم داريم البته خودش به خودش ميگه استاد😝😝
توي نظرا خوندم يكي نوشته بود كه بيايد مسابقه بذاريم ببينيم كي شيطون تره 😏😏
خب از پشت اين كيبورد بايد بگم كه عزيزم من به شما احترام ميذارم ولي اينكه جايي كه نوشته قليون نكشيد ميري بساط راه ميندازي و
با ذغال روسري يه دختري رو ميسوزوني و تو خيابون اداهاي بي معني در مياري، به اين نميگن شيطوني به اين يه چيز ديگه ميگن كه
اگه شيطوني،شيطوني كن ولي شيطوني هم تا حدي اسمش شيطونيه از يه حدي كه بگذره ميشه بي فرهنگي
هي واي من خعلي حرفيدم بسه ديگه، خوب دوس جونيا دختراي خوشگل و پسراي خوشتيپ دوستون دارم بوس بوس
دروووووووووووووووووووووووووووووود بر دوستان
چه عجب؟ دوسال گذشت تا ما یه سری به این وب بزنیم
ولی بخدا تقصیر من نیست همش زیر سر این سارا و مهشیده اونا نمیان منم لج میکنم نمیام
یه بازی هست که میگه:
-کلاغ پر
- گنجشک پر
-یه ماه تعطیلات پر
تعطیلات که پر نداره....(بقیه اشو شرمنده)
به هرحال گفتیم این دفع بریم تو فاز دعوا. این خاطره تقریبان مطعلق ب یه ماه پیش یعنی نیمه شعبان بود.اگه دوست دارید برید ادامه مطلب. اما قبلش:
یه سر بزنیم به دکی جون ببینیم چی میگن.....منظورم اون دکتره ها یه موقع با اون دکتر که میگیم دکتر برو دکتر نیستا ....یا مثلا اون دکتر ک میگه توروش نیاریم ...چه دکتر تو دکتری شد... ای بابا منظورم دکتر شریعتیه
باید انسان بودن پاک بودن مسئول بودن
و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن، وظیفه باشد
بالاتر از ان صفت ادمی باشد
باز هم بالاتر
وجود ادمی باشد
***********************
***********************
هرگز نمی نالم
نه ، من هرگز نمی نالم
.
قرن ها نالیدن بس است .
می خواهم فریاد کنم .
اگر نتوانستم ، سکوت می کنم .
خاموش مردن بهتر از نالیدن است
چند روز بعد از عید که مدارس باز شده بود یه روز با دوستم فاطی خواستیم بریم بستنی بخوریم رفتیم یه بستنی فروشی که فروشندش یه پسر حدودا 19 ساله بود بعد از اینکه بستنی رو انتخاب کردیم دیدیم که هر بستنی 1500 میشه که در کل دوتاش میشه 3000 تومن منم اومدم پولو بدم که گفت بهم برا شما 2000 میشه کلش منم بهش پولو دادم و رفتم سر ایستگاه یه گروه از بچه ها هم سر ایستگاه بودن (که ما با هاشون رفیق فابیم) به اونا گفتیم فرداش منو دوستام با اگیپ اونا که حدود 7 نفری هستن رفتیم بستنی فروشییه پسره خر کیف که 9 تا بستنی فروخته دوست منم به جای اینکه 13500 بهش 9000 تومن داد پسره گفت خانم اشتباه دادید منم فرت رفتم جلو گفتم مگه نگفتید واسه ما 1000 تومن هر بستنی دیگه هیچی تا آخر سال این ماجرا ادامه داشت .
فک کنم پسره تا آخر عمرش به هیچ دختری نگاهم نکنه چه برسه به تخفیف دادن

گفتیم بعد امتحانات حداقل بیایم یه دستی به سر و گوش این وب بکشیم.با عرض معذرت که نتونستیم تو این مدت خدمتون برسیم
این قالب جدیدم قشنگ به ما چهارتا میخوره اون زرده منم
واینکه یه حالیم از پسرا بگیریم
بازم میام:دی
داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش
بنویسه اینم من بدون آرایش !
(هه ههه خودم میرم خواستگاریش)
وﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ زن ﺭﺍ ﺍﻓﺮﯾﺪ ﮔﻔﺖ : به به ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﯾﺒﺎیی ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻡ !
ﺳﭙﺲ مرد ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
عیبی نداره سوار ماشین مدل بالا بشن به چشم میان . . .
(آخه مشکل اینجاست با همون ماشینم کسی محلشون نمیده خخخخخخخخخخ)
آقا تازگیا کارها برعکس شده
قبلا وقتی یه پسر ازجاش بلند میشد شلوارشو میکشید بالا
حالا شلوارشو میکشه پایین تا مارک شرتش بهتر پیدا باشه
دعای پسر مجرد
اللهم ارزقنا حوریا تک دانه و کم توقعا و والدینها رو به موتا و جهیزیتها کامله و کدبانوا فی الامور المنزل و تسلیما لخشمنا و خدمتنا ( تو خواب ببینی)

وقتی یه نگاه پشت سرم میندازم میبینم همه چی تموم شد یک سال گذشت
به قول یکیwell I never
به هرحال یاد شیطونیهای سرکلاس و تو مدرسه بخیر خیلی خوش گذشت
امسال با دوتا عین خودم جفت شده بودم شیطوووووووووووووووون
یه بار از مدرسه های دیگه اومده بودن تو مدرسه مون واسه یه برنامه
من و دوستمم کرم میریختیم
دوستم میرفت وای میساد ده متر جلوتر دخترا منم درست پشت سر طرف وایمیسادم
دوستم شروع میکرد دست تکون دادنو میگفت : بیا بیا دیگه زود باش
دخترا پشت سرشونو نگاه میکردن منم خودمو زده بودم به اون راه
برمیگشتن میگفتن با منی
دوستمم میگفت آره دیگه بیا زود باش دیر شد .
اه ! چرا اینقدر نگاه میکنی بیا دیگه خب. کشتیمون
دختراهم میرفتن طرفش میگفتن چیه
دوستمم میگفت بابا کی باتو بود با دوستمم و به من نگاه میکرد و میگفت پس چرا عجله نمیکنی
منم میگفتم خوب چیکار کنم
دخترا هم قشنگ ضایع میشدن
تازه همون روز یکیو سر کارش گذاشتیم با دوستش بود
من دوییدم طرفش گفتم وای خودتی چقدر تغییر کردی ؟. دختره یکم نگاه کرد گفت ببخشید میشناسمتون؟
منم گفتم دستت درد نکنه منو نشناختی منم گلناز.
دوباره همون دوستم با برنامه ی قبلی اومد پیشم منم گفتم فلانی(دوستم) ببین خودشه دوستمم گفت اه آره وای یادش بخیر باهم تو ی مدرسه بودیم
دختره هاج و واج واستاده بود گفت کدوم مدرسه
گفتم دبستان فلان
_نه من اونجا نبودم
دوستم: نه بابا منظورش راهنمایی فلانه
_نه
من: نچ اشتباه میگی بابا پارسال تو فلان جا باهم توی کلاس بودیم
_نه.
من: سال 78 تو محله مون تو یه کوچه بودیم نه؟
_ نه.... (تازه دوزاریش افتاد) مسخره ها انگار من مسخره دست اینام
منو دوستم پکیده بودیم از خنده. همون موقع یکی از پشت سرم گفت گلناز برگشتم دیدم دوست دوران دبستانم بود به دوستم نگاه کردم مونده بودم چی بگم
امسال برا اولین بار رفتم تو مغازه ی مدرسه مون جنس فروختنم. همه قیمتارو قات زده بودم این همه آدم فقط تونستم به سه نفر شیر کاکائو بدم
یه بارم به بهونه ی ورزش آهنگ باحال بچه ها اورده بودن تو ی کلاسای تو حیاط زدیمو رقصیدیم انقدر رقصیدم که دیگه نفس نموند برام.
یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادش بخیر
خیلی زود گذشت
کاش دوباره همه جمع بشیم دور هم
سارا یادته یه بار تو راهنمایی جلو خانوم محمدی چه گندی زدم
با زهرا مسابقه کلید جمع کردن راه انداختیم من با یه دست کلید تو این دستو یه دسته دیگه تو اون وسط کلاس جا موندمو میگفتم کسی دیگه کلید نداره ؟ نبود؟
همون موقع خانوم اومد توکلاس منم تو اون وضعیت
کـــــــــــــــــــــاش برگرده اون روزا
کاش تو برگردی پیشمون دلم برا همه بچه ها تنگ شده
به امید دیدار همه
بدرووووووووووووووووووووووووود

چند روز پیش دبیر فیزیکمون برامون کلاس گذاشته بود توی یه جایی که اسمش پژوهش سراست
آزمایشگاه همه درسا رو داره با امکانات تووووپ و مرزش با دبیرستان پسرونه یه دره
معلممون کلیدو داد بهمون که بریم توی یکی از آزمایشگاه ها برای تمرین فیزیک ما هم رفتیم تو آزمایشگاه فیزیک ما هم آزمایشگاه ندیده ریختیم رو مواد شیمیایی
یه بال برداشتیم پر اسیدش کردیم بعد آبم ریختیم توش یه چند تا پودر و مایع هم که روش علامت خطر زده بود ادد کردیم خلاصه همه چی توش بود حتی لوله مویین هم انداختیم داخلش
فاطمه(یکی از دوستام) رفت یه ظرف بزرگ پر پتاسیم آورد
توضیحات:پتاسیم به شدت با آب واکنش میده بطوری که حدودا اگه 1گرمش رو بندازیم تو آب آتیشش ممکنه میزو بسوزوننه
داشتم میگفتم فاطی رفت ظرف رو آورد و 1تیکه بزرگ پتاسیم برداشت که بندازه داخلش همه ما هم دور میز بودیم ولی معلم فیزیکمون اومد ازش گرفت بعدش هم گفت که بیاید تمرینا رو حل کنیم
یهو نگار(اون یکی دوستم)جو گیر شد یه تیکه خیلی بزرگ میتونم بگم خیلی بیشتر از 6 گرم بود رو برداشت رفت انداخت تو بالن طوری بود که تو سر بالن گیر کرده بود فشارش داد تا رفت داخل.........
اول دود بلند شد .....
بعدش از سر بالن آتیش زبونه کشید......
در آخر هم بالن با صدای خیلی خیلی بلندی منفجر شد....
شدت انفجار طوری بود که شیشه های بالن تو موهای فاطی گیر کرده بود
من خیلی به مرکز انفجار نزدیک نبودم ولی شیشه هاش به پام برخورد کرد و تا نیم ساعت همینطوری میسوخت
بیچاره فاطمه(این یه فاطمه دیگست)داشت فیلم میگرفت جلوی جلو بود
حالا بعدش وا3 اینکه آقای زمانی _مسئول اونجا_چیزی بهمون نگه درو از داخل رو خودمون قفل کردیم و پنجرا ها روباز. همه جا پر دود بود. آخرشم بیچاره معلم فیزیکمون همه شیشه ها رو جمع کرد
بعدشم به آقای زمانی گفته بود که پسرا بودن میگفت آقای زمانی تا 3ساعت بعدش به پسرا فهش میداده
با این که کار خطرناکی بود ولی بعد از 2 سال که اومدم اینجا مثه قبلنا رفتار کردم و بهم خوش گذشت

عزیزم تولدت مبارک

نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد.
امروز روز توست... تولدت مبارک.

درود دوستان نازنین
امیدوارم هرجاکه هستید چشم انتظار بهار روزهای خوبی رو بگذرونید
شاید عیدبرای بعضی از شما ها به معنی یه شروع تازه است. مثل من
شایدم برای بعضی فقط معنی خوش گذرونی و تعطیلات میده
بعضیا هم به چشم فلسفی بهش نگاه میکنند
لطفا بیاید و نظر بذارید که شما به چه چشمی به بهار و نوروز نگاه میکنید
اما میریم سراغ بعضی ها که عید براشون مثل پاییزه
به قول شاعر(مهدی سهیلی):
عید آمد و درخت غم من شکوفه کرد
نو شد جهان و باز غم کهنه جان گرفت
عید آمد و بهار به هر باغ سرکشید
اما دل من از ستم عید غم نهاد
رنگ خزان گرفت
همراه هر نسیم بهاری که میوزد
توفان رنج خسته دلان میرسد ز راه
با هر جوانه ایی که زند خنده بر درخت
غم میزند جوانه به دلهای بی پناه
آن روز ها که چشم یتیمان خردسال
درخون نشسته است
هرگز به چشم مرد خردمند عید نیست
سالی که جای پای سعادت درآن نبود
در دیدگاه مردم دانا سعید نیست
... هان ای یتیم خرد
ای کودک غریب
لبخند عید بر من غمگین حرام باد
گر با غم تو بر لب سردم نشسته است
هان ای سپید موی تهیدست بی نصیب
ای کهنه جامگان
عریان تنان شهر
عیشم شکسته باد گر باچنین غمی
لبخند عید بر لب من نقش بسته است
اما بازم یه سوال دیگه لطفا نظر بدید که امسال که داره تموم میشه واسه ی شما چه جوری بود؟
1) عالی بود دوست دارم سال نو هم مثل همین سال باشه
2) خوب بود ولی نمیخوام سال دیگه این طور باشه
3) یه سال معمولی بود و هیچ اتفاق خاصی نیفتاد
4) پر از اتفاقات جدید و خوب و جالب
5) یه عالمه اتفاقات بد و ناگوار افتاد
6) سال خیلی بدی بود خاطرات خوبی ازش ندارم
7) موضوع آزاد
خواهشا نظر بذارید و دوتا سوالو جواب بدید
واما چند خط برای دوستام مینویسم. تقدیم با تمام وجودم:
مهشید جون میدونم از دستم ناراحتی قبول دارم اشتباه از من بود ولی درک کن اون لحظه خیلی دردناک بود از سه طرف داشتم کتک میخوردم واسه همین خیلی عصبی شده بودم. همین جا جلوی همه ازت معذرت میخوام ببخش منو.سال خوبی داشته باشی.خیلی دوستت دارم. بخشیدی؟
و اما سارا: عزیزم خودت میدونی چقدر برام عزیزی. دوربودنت از من خیلی
برام سخته ولی همین جا از خدا میخوام سال دیگه برگردی پیشم تا کنار هم مثل قبل
خوش بگذرونیم. سال خوبی داشته باشی
پردیس دوست گل من. امیدوارم سال دیگه تو ی مدرسه باشیمو همه کنار هم. دوستت دارم و سالی پر از شادی برات آرزومندم
اما منم به نوبه ی خودم میخوام آخرین اتفاقات امسالو تو وب بنویسم تا دفتر سال1391 هم ببندیم
لطفا برید ادامه مطلب

![]()
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــارا جــــــــــــــــــــــــونم
تولدت مبــــــــــــــــارک![]()
![]()
درود دوستان فردا یکی از بهترین روز های زندگیمه چون یکی از بهترین دوستام تو این روز ... چی شده؟
آهان به دنیا آمده
نه یه جمله قشنگتر... ها دیده به جهان گشوده
.( حالا بهتر شد)
خلاصه سارا از همین حالا : عشــــــــــــــــــــــــــــــقم تولدت مبارک.![]()
![]()
خیلییییییییییییییییییی دوست دارم
کادوتم وقتی دیدمت![]()
درضمن یادت باشه اگه نیومدی من میدونم و تو. کادو بی کادو![]()
سیناهم خیلی خیلی بهت تبریک میگه
تازه اگه نیومدی نمیذارم عقد کنید... خودت میدونی که...![]()

میخوام برات شعر بگم:![]()
آنروز که تو چشم به جهان گشودی با آمدنت دل دنیا رو ربودی( ایول یه بیت گفتم)![]()
![]()
من هم یه سال بعد دیده گشودم خلاصه بعد باهم آشنا شدیم
( خودت میدونی زیاد تو شعر گفتن وارد نیستم ولی درکل برا بار اول خوب بود)
در آن هنگام که رخ معشوق دیدم خیلــــــــــــــــی پسندیدم![]()
کنون این دل بی تو خراب است دچار سرطان است![]()
بیا و مرا شاد کن دربهشتو بروم باز کن![]()
گلنازا![]()
تــــــــــــــــــــــــــو هم شده ای انقلاب زندگی من![]()
حالا هرآنچه در زندگی من است تاریخ دارشده:
قبل از " تـــــــــــــــــــــــو "
بعد از " تـــــــــــــــــــــــو "
بازم میگم تولدت مبارک دوستت دارم دوستم
خودت میدونی چقدر( چقدر؟)![]()
![]()
همین! بدرووووووووووووووووووووووووود همگی

دوست
بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
.
.
.
.
.
.
و هیچ فکر نکرد
که ما برای خوردن یک سیب
چه تنها ماندیم.
این روزها با وجود داشتن بهترین دوستای دنیا(گلناز.زهرا.سارا)بازم احساس تنهایی میکنم تنها کاری که انجام میدم میرم تو اتاقمو کتابمو بر میدارم و درس میخوانم این روزا گاهی با کتاب ریاضیم میخوابم چقدر تنهام
آنگاه که زندگی برای دخترکان ساعتی به طول نمی انجامید...
نیاکان ما بلندترین شب سال،
یلدا شب تولد مینو، الهه ی زن
میترا، الهه ی خورشید را
شب زنده داری میکردند
برای گرامی داشت مقام مقدس زن این شب و همه ی شب های پرستاره ی ایرانی پیشاپیش پیشکش وارثان کوروش
آرزو دارم در پس یلدای زندگیتان زایش خورشید را
ای ایرانی یلدایت مبارک ![]()
![]()
![]()
دوستای عزیزم برای همه تون شب خوشی رو آرزو میکنم. به همه تون خوش بگذره....![]()
![]()
بدرووووووووووووووووووووووووووووود
و پاینده ایران
![]()

امروز دوباره برگشتم دیار تبعیدی .
دوشنبه هفته پیش که اونجا بودم با گلی جون زدیم به خیابون. مهشید تو که مثل همیشه نیومدی و پردیس هم بیچاره گیر بود نتونست بیاد. به هر حال خودم و گلی رو عشقه. البته سینا هم میخواست بیاد گلی نیووردش )-:
بچه ها جاتون خالی بود خیلی کیف داد اول که 1 ساعت فقط میگشتیم دنبال کافی شاپ و به سختی یه تریا پیدا کردیم آخه اونجا که رفتیم محل این چیزا نیست (من از همون اول گفتم)و من کادو گلی جونو با 3 ماه تاخیر بهش دادم
بعد رفتیم یه جفت دستبند خریدیم.
گلناز هی بهت میگم بیا بریم اونور اینجا من از آدماش خوشم نمیاد تو گوش نمیکنی. نمیتونم بگم چه حوادث ناگواری پیش اومد (گلیییییییییییییییی)
پری ولی جات خیلی خالی بود مهشید تو هم باید میومدی. ایندفعه که نشد بریم شهر بازی دفعه دیگه که اومدم حتما شهربازی و سینما میریم
با درووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود گرمیییییییییییییییییی خدمت دوستان گلم
سارا ،مهشید،پردیس، نگین،زهراو نیلوفر خسته نباااااااااااااااااااااااااااااشید بابت امتحانات![]()
![]()
منم بعد از یک ماه و ده روز و ساعتشم نمیدونم(میدونم دوماه نشد ولی خب) برگشتم ولی قطعی نیست که بمونم![]()
همانطور که دوستان گفتن امروز امتحانات به سر رسید و ماهم تصمیم گرفتیم به کلبه ی خاطرات سری بزنیم. البته کسی که سراغ ما رونگرفته تو این مدت ولی باش طوری نیست![]()
فهمیدم که دنیا پنج روزه. میگذره.باید ازش استفاده کرد.
امروزم تو مدرسه دو سه تا عکس گرفتم یاد خودمون افتادم ژسو یادته سارا؟ تو اون عکسه؟
امسالم برای ماسال پر دعوایی شده. یه هفته پیش تو پارک گلستان بدجور دعوامون شد با یه عده پسر بی شاخ و دم آشغال که تازه به سلاح سرد مجهز بودند.البته من کوتک نخوردم ولی یکی از پسردایی هام انواع شکنجه هارو دید.کمربند،زنجیر،پنجه بکس،لگد،مشت،سیلی،و پشت چاقو![]()
.بیچاره چون تعدادشون زیاد بود نتونست دفاع کنه. البته به خاطر اینکه چیزی نشه پسرخاله ام بردش و نذاشت کاری بکنه تا یه موقع اوضاع بدتر بشه.چون اونم زود عصبانی میشه. اون یکی پسر خاله امم تازه پشت کمرش زخم شده بود با زنجیر زدنش.همشم تقصیر من بود ببخشید ازهمین جا معذرت میخوام![]()
![]()
خلاصه اینو گفتم که حرف سارا ومهشیدو کامل کرده باشم از بیشعوری این پسرا
سارا یه خاطره از بچگیم که تازه دوماهه فهمیدمش ومامانم برام تعریف کردنو برات مینویسم بروتو ادامه مطلب
یه سلام ویژه هم به مهشید جون . پری جون و بخصوص آبجی گلناز خودم
اینجا هوا عالیه سبزی هایی هم که مامانم تو حیاط کاشته بود اینقدر خوشکل شدنننننننننننننننن . درخت سیب . گردو . گیلاس . انگور . آلبالو و زرد آلو هم داریم . بچه ها جون خودتون بعد از امتحانات بی معطلی پاشید بیاد طرفه ما
یه چیز باحال:
بابام میگفتن تو اداره بودم یهو دیدم یکی داره فریاد میزنه گفتم برید ببینید چی شده . رفتن دیدن یه آقایی داره با موبایلش حرف میزنه . بعد بابام گفتن خوب بگید آروم تر من فکر کردم دعوا شده . رفتن بهش گفتن
گفته مگه نمیدونید دارم با بندر عباس حرف میزنم (اینجا تا بندر عباس خیلی با هم فاصله دارن) خدایی میبینی شانس مارو من اومدم میان چه انسانهای باهوشی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مهشید
سلام سارا جونم
نمیدونم خبرا بهت رسیده یا نه ولی برا تولد نگین رفته بودیم رضا بستنی تو وای اینقدر حال داد
سارا تازه قراره برای تولد منم بریم دوباره .میتونی خودتو برسونی پری.گلی.نگین.زهرا.ریحان وشقایقم میان تو هم برسون خودتو میخوایم عکس بگیریم باهم
راستی توتای درخت ماهم دیگه تموم شد ۲بارم بردم مدرسه بچه ها مثل توت نخورده ها پریدن روش ولی نوش جونشون
راستی سارا ماهنوز ۱امتحان دیگه داریم عربیمو گند زدم
سارا راستی کی از فرانسه بر میگردی ایران دلمون برات تنگ شده بیاین اینجا بمونین فرانسه ام شده جا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه چیزی بگم بخندی امسال هر امتحانی که داشتیم شب قبلش خواب معلمشو میدیدم![]()
![]()
بوبوس گلکم![]()
تقاضای مرخصی ۱۴/۲/۱۳۹۱
اینجانب گلناز .... از شما مدیران محترم وبشیطونی های ۵ دختر (سارا، مهشید و پردیس) تقاضای مرخصی دارم به مدت دو ماه.![]()
دلیل آن هم یکسری مشکلات و دردسر می باشد![]()
امیدوارم با مرخصی من توافق شود![]()
![]()
باتشکر یکی از مدیران وب گلناز...
برای خداحافظی یه چندتا خط نشتم
آهسته گفت :
خدانگهدار و در را بست و رفت...
مردم چه ساده مسیولیت خود را به خدا میسپارند
دلم به بهانه ی ندیدنت گریست بگذار تا بگرید و بداند
هر آنچه خواست همیشه نیست
زندگی قابی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد منو تو برود
بدان که از بزرگی گناه او نیست بلکه از کوچکی قلب تو ست ..
اگر روزی روزگاری نخواستی یانتوانستی فرد گناهکاری را ببخشی
قشنگ تری لحظه هامو با زشت ترین دقایقت عوض میکنم تا ببینی چقدر برام عزیزی![]()
وانمود کردم به همه
که خیلی سخت نبود تحمل رفتنو دل بریدنت
یه جور گفتم که همه بهم میگن بی عاطفه![]()
میگن که حرف امروزت با دیروزت مخالفه
بدرووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود![]()
سرکارید........................البته نه زیاد من ودوستام(گلناز.پردیس.نگین.زهرا)داریم میریم شیراز
بابابچه درس خونیم عالمی داره![]()
ولش کن بابا قرارهمدرسمون۳۵نفر شاگرد ممتازو ببره اردوی تشویقی شیراز
چه حالی کنیم ما
ولی هفت خوان رستمو گزروندیم
بروبکس علاقمند برن ادامه ی مطلب
.
.
.
دانشجوی عزیزوقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من
کاملا متوجه میشمچون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند
روی لباشه !
دوستدار تو استاد
.
.
.
مد شده ملت جوری راه برن که انگار دارن با باسنشون آدامس میجوئن "اصن یه وضی"
.
.
.
یه ضرب المثل شیرازی هست که میگه :
چرا عاقل کند کاری !؟
.
.
.
عشق ساعتی شده هر کی گفت دوست دارم زود بپرس تا ساعت چند هم تایم دوست داشتن بعدی دست میاد:)هم در وقت صرف جویی می کنی خودتو سر کار نمی زاری .....تف!
.
.
.
سلام عید همتون مبارک من زود تر از موئد آپ کردم اما دیگه دیگه
دوستان عزیز و مهربان لطفا آرزوی سالی پر از شوهر برای ما نکنید اینقدر گفتید تاااااا..... "تو ادامه مطلب"
نگید دیگه بدم میاد از دخترای منتظر پسری که با اسب سفید بیاد و اونا رو به رویا هاشون برسونه من خودم به رویاهام میرسم بدون سوار اسب سفید

گلناز
توووووووووووووووووولد تووووووووووووولد تولدت مبارک
پردیس تو کی بزرگ شدی؟
یادته بچه بودی من مراقبت بودم حالا ببین واسه خودت خانومی شدی![]()
![]()
دستت رو بذار رو قلبت!
.
.
.
گذاشتی؟
.
.
بذاردیگه![]()
میشنوی؟؟؟![]()
![]()
.
.
آرزومه سالها بتپه حتی اگه برای من نباشه![]()
![]()
![]()
امیدوارم صدو بیست ساله بشی![]()
مهشید
تفلد عید شما مبارک
تفلد عید شما مبارک
ببین چقدر تیزهوشم با یه تیر دو نشون زدم
نه بابا نظر لطفتونه امضا باشه میدم
راستی پردیس جون تفلدت مبارک
اینم
.
.
کادوت
.
.
شکل خودته مگه نه؟
بوبوس![]()
و آقا 92 ساله شد!
نتیجه:مردها همه غیر قابل اعتماد و فرصت طلب هستند

خاطراتم توی ادامه مطلبه