مهشید"بستنی فروش"
چند روز بعد از عید که مدارس باز شده بود یه روز با دوستم فاطی خواستیم بریم بستنی بخوریم رفتیم یه بستنی فروشی که فروشندش یه پسر حدودا 19 ساله بود بعد از اینکه بستنی رو انتخاب کردیم دیدیم که هر بستنی 1500 میشه که در کل دوتاش میشه 3000 تومن منم اومدم پولو بدم که گفت بهم برا شما 2000 میشه کلش منم بهش پولو دادم و رفتم سر ایستگاه یه گروه از بچه ها هم سر ایستگاه بودن (که ما با هاشون رفیق فابیم) به اونا گفتیم فرداش منو دوستام با اگیپ اونا که حدود 7 نفری هستن رفتیم بستنی فروشییه پسره خر کیف که 9 تا بستنی فروخته دوست منم به جای اینکه 13500 بهش 9000 تومن داد پسره گفت خانم اشتباه دادید منم فرت رفتم جلو گفتم مگه نگفتید واسه ما 1000 تومن هر بستنی دیگه هیچی تا آخر سال این ماجرا ادامه داشت .
فک کنم پسره تا آخر عمرش به هیچ دختری نگاهم نکنه چه برسه به تخفیف دادن

ما یعنی "سارا"گلناز"مهشید"پردیس" دوست صمیمی هستیم و این وبلاگ رو برای پایداری دوستی مان درست کردیم.