<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شیطونی های 5 دختر</title>
<link>https://5queens.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 02 Dec 2016 18:24:23 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>سارا نوشت</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/124</link>
<description>سلام بچها البته فکر نکنم این وبلاگ دیگه مخاطبی داشته باشه منظورم از بچها گلی و پری و مهشید هستن که یوقت تو تایم بیکاری بیان یه سری بزنن دیگه بلاخره همه چه باتاخیر چه بی تاخیر دانشجو شدیم، رشته های مختلف توی شهرای مختلف!! همون سالی که این وبلاگو زدیم مطمئنا هیچکدوم باورمون نمیشد که 5،6 سال بعد از هم دور میشیم و راه هامون جدا میشه. اما خوشحالم که هنوزم مثل قدیما دلامون پیش همه و فرصتی باشه دور هم جمع میشیم و امیدوارم در آینده هم همینطور باشه.</description>
<pubDate>Fri, 02 Dec 2016 18:24:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>مهشید و امتحانات لعنتی😒</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/123</link>
<description>سلام دوستانبعد حدودا یک ترم باز اومدم و سری به وبلاگ زدم امروز امتحان شیمی۲ داشتیم با یه استاد لعنتی و روانی امتحانو گند زدم... اخه من که ۲ دور جزوه رو خوندم اگه جزوه رو باخودم سرجلسه میبردم و کل مورتیمرم میجویدم با حل نمیشدن بعضی از سوالات نمیدونم فازش چی بوده برا این امتحان... نمیگن دانشجو روزست سخت نگیریم اخه 😡😡😡😡 تازه ریاضی۲ رو که میافتم بهش اشاره ای نکنم بهتره...😖😖</description>
<pubDate>Sat, 18 Jun 2016 11:51:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>سارا جوووووووون</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/122</link>
<description>برعکس مهشید و گلی من میدونستم که اینجا هنوز پا برجاست چون سر میزدم ولی پست نمیذاشتم، مهشید که از ما خیلی دوری ولی گلناز رو که هر روز میبینم هنوزم شیطونی میکنیم !! جدیدا گلناز هر حرفی میزنه یا هر آرزویی میکنه چند روز بعدش اتفاق میوفته فقط نه برای خودش بلکه برای من ... از پشت همین کیبورد اعلام میکنم گلناز جان خواهشا انقدر دردسر درست نکن برای من با آرزوهات!! چه روزای خوبی داشتیم با هم امیدوارم همینطور که تا الان ادامه داشته در آینده هم ادامه داشته باشه</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2015 10:50:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title>مهشید&apos;دوری از اصفهان&apos;</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/121</link>
<description>سلام دوستای عزیز الان ساعت ۵ صبح است تا ساعت ۳ داشتم ریاضی۱ میخوندم.... منتظرم که اذان صبح بگه و نمازمو بخونم و بخوابم که یه لحظه یاد این وبلاگ قدیمی افتادم و با ناامیدی یه رمز عبور رو امتحان کردم و درست بود.. .خیلی گذشته از اون سال اول پایه گذاری این وبلاگ دوم سوم راهنمایی بودیم که این ...</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2015 01:44:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>گلناز</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/120</link>
<description>خدای من اینجا هنوز هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر میکردم یا فیلتره یا جایگزین شده یا حذف ههههههههههههه یه نگاه نیم ساعته انداختم به نظرا و پست های قبلی ودوستانی که در یه دوره ی زندگیمون چقدر باهم حرف میزدیم بدون اینکه همدیگرو بشناسیم به این میگفتن محیط قشنگ نه این برنامه های جدیدی که اومده و محیط گرمو سرد کرده خیلی متحیر شدم وقتی اومدم اینجا شانسی بود تو تاریخچه ی کامپیوترم مونده بود فقط در یه کلام یادش بخیررررررررررررررررررر و ما چهارتا همچنان باهم</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2015 05:55:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
<item>
<title>سارا خوشگله😉😉</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/119</link>
<description>سلام اول يه عذرخواهي واسه غيبت طولاني دوم ميخوام بگم دلم براي همتون تنگ شده بود سوم هم كه از همه مهمتره من يه مرخصي يك سال و چند ماهه ميخوام، اااا راسي چهارم هم داشت،دوباره جابه جايي!!! خسته شدم خداوكيلي همش از اينور به اونور تو كشور غريب!!! ولي مزيتش اينه كه الان چنتا زبان روز دنيا رو با لهجه هاي مختلف بلدم😜😜 شيطوني هم كه تا دلت بخواد داشتيم تازه يه استااااااد باحاليم داريم البته خودش به خودش ميگه استاد😝😝 توي نظرا خوندم يكي نوشته بود كه بيايد مسابقه</description>
<pubDate>Sat, 26 Apr 2014 19:33:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/119</guid>
</item>
<item>
<title>گلناز جدی میشود</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/118</link>
<description>دروووووووووووووووووووووووووووووود بر دوستان چه عجب؟ دوسال گذشت تا ما یه سری به این وب بزنیم ولی بخدا تقصیر من نیست همش زیر سر این سارا و مهشیده اونا نمیان منم لج میکنم نمیام یه بازی هست که میگه: -کلاغ پر - گنجشک پر -یه ماه تعطیلات پر تعطیلات که پر نداره....(بقیه اشو شرمنده) به هرحال گفتیم این دفع بریم تو فاز دعوا. این خاطره تقریبان مطعلق ب یه ماه پیش یعنی نیمه شعبان بود.اگه دوست دارید برید ادامه مطلب.</description>
<pubDate>Fri, 26 Jul 2013 13:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>مهشید&quot;بستنی فروش&quot;</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/117</link>
<description>سلام بچه ها چند روز بعد از عید که مدارس باز شده بود یه روز با دوستم فاطی خواستیم بریم بستنی بخوریم رفتیم یه بستنی فروشی که فروشندش یه پسر حدودا 19 ساله بود بعد از اینکه بستنی رو انتخاب کردیم دیدیم که هر بستنی 1500 میشه که در کل دوتاش میشه 3000 تومن منم اومدم پولو بدم که گفت بهم برا شما 2000 میشه کلش منم بهش پولو دادم و رفتم سر ایستگاه یه گروه از بچه ها هم سر ایستگاه بودن (که ما با هاشون رفیق فابیم) به اونا گفتیم فرداش منو دوستام با اگیپ اونا که حدود 7 نفری</description>
<pubDate>Tue, 02 Jul 2013 15:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>گلناز&quot; ضد پسر :دی &quot;</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/116</link>
<description>درووووووووووود دوستان خوبید؟ خسته نباشید با پایان یافتن امتحانات گفتیم بعد امتحانات حداقل بیایم یه دستی به سر و گوش این وب بکشیم.با عرض معذرت که نتونستیم تو این مدت خدمتون برسیم این قالب جدیدم قشنگ به ما چهارتا میخوره اون زرده منم واینکه یه حالیم از پسرا بگیریم بازم میام:دی داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش بنویسه اینم من بدون آرایش ! (هه ههه خودم میرم خواستگاریش) وﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ زن ﺭﺍ ﺍﻓﺮﯾﺪ ﮔﻔﺖ : به به ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﯾﺒﺎیی ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻡ !</description>
<pubDate>Sat, 15 Jun 2013 15:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>گلناز&quot; واقعا تموم شد؟&quot;</title>
<link>https://5queens.blogfa.com/post/115</link>
<description>دروووووووووووووووووووووووووووووود بر دوستان گل وقتی یه نگاه پشت سرم میندازم میبینم همه چی تموم شد یک سال گذشت به قول یکیwell I never به هرحال یاد شیطونیهای سرکلاس و تو مدرسه بخیر خیلی خوش گذشت امسال با دوتا عین خودم جفت شده بودم شیطوووووووووووووووون یه بار از مدرسه های دیگه اومده بودن تو مدرسه مون واسه یه برنامه من و دوستمم کرم میریختیم دوستم میرفت وای میساد ده متر جلوتر دخترا منم درست پشت سر طرف وایمیسادم دوستم شروع میکرد دست تکون دادنو میگفت : بیا بیا</description>
<pubDate>Wed, 22 May 2013 08:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>5queens</dc:creator>
<guid>5queens.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
</channel>
</rss>
